هر بار با افزایش شاخص آلودگی، افکار عمومی و حتی بخشی از تصمیمگیران، انگشت اتهام را به سمت کیفیت سوخت نشانه میروند و در مقابل، خودروسازان و برخی نهادهای صنعتی، خودروهای فرسوده و ضعف زیرساختها را عامل اصلی معرفی میکنند. اظهارات اخیر مسئولان آزمایشگاهی سازمان ملی استاندارد درباره کیفیت بنزین اما این دوگانه را وارد مرحله تازهای کرده و ضرورت بازنگری در روایت غالب آلودگی هوا را پررنگتر ساخته است.
بنزین زیر ذرهبین استاندارد
براساس اعلام رسمی سازمان ملی استاندارد، بنزین تولید داخل، بهویژه بنزینی که بر پایه میعانات گازی تولید میشود، از منظر شاخصهای فنی در چارچوب استانداردهای تعیینشده قرار دارد. عدد اکتان این بنزین در محدوده استاندارد گزارش شده و در برخی موارد حتی فراتر از حداقل الزامات مصوب است. از نگاه آزمایشگاهی، بنزین یورو ۵ تعریف واحد و مشخصی در سطح بینالمللی دارد و بنزین یورو ۵ تولیدشده در کشور، از نظر پارامترهای فنی، تفاوتی با نمونههای عرضهشده در اروپا یا آمریکا ندارد. این موضعگیری رسمی، اگرچه ممکن است با تردیدهایی در افکار عمومی همراه باشد، اما از منظر نهادی، یک سند فنی مهم در دفاع از کیفیت سوخت محسوب میشود.
آیا بنزین استاندارد، تضمین هوای پاک است؟
اگر بپذیریم که بنزین تولید داخل مطابق استانداردهای مصوب است، پرسش اساسی این است که آیا سوخت استاندارد بهتنهایی میتواند ضامن کاهش آلودگی هوا باشد؟ تجربه جهانی پاسخ روشنی به این سؤال میدهد. در کشورهایی که موفق به کنترل آلایندگی شدهاند، ارتقای کیفیت سوخت تنها یکی از اجزای یک بسته جامع بوده است؛ بستهای که همزمان شامل نوسازی ناوگان، ارتقای فناوری موتور، سختگیری در معاینه فنی و توسعه حملونقل عمومی شده است. در غیاب این هماهنگی، حتی باکیفیتترین سوختها نیز اثرگذاری محدودی خواهند داشت.
خودروهای فرسوده؛ عامل مغفول آلودگی
یکی از متغیرهای کلیدی در معادله آلودگی هوا در ایران، سن بالای ناوگان خودرویی است. بخش قابل توجهی از خودروهای در حال تردد، عمری فراتر از استانداردهای جهانی دارند و به فناوریهایی مجهز هستند که اساسا برای استانداردهای آلایندگی سختگیرانه طراحی نشدهاند. این خودروها نهتنها مصرف سوخت بالاتری دارند، بلکه میزان انتشار آلایندههای آنها نیز چندین برابر خودروهای جدید است. در چنین شرایطی، استفاده از بنزین یورو ۵ نیز تنها میتواند نقش مُسکن را ایفا کند، نه درمان ریشهای.
شکاف فناوری در صنعت خودرو
صنعت خودروی کشور در سالهای اخیر با محدودیتهای سرمایهگذاری و فناوری مواجه بوده است. بسیاری از خودروهای تولید داخل، همچنان با استانداردهای حداقلی به بازار عرضه میشوند و فاصله محسوسی با فناوری روز دنیا دارند. نبود سامانههای پیشرفته کنترل آلایندگی، ضعف در طراحی موتور و استفاده از پلتفرمهای قدیمی، باعث شده حتی خودروهای صفرکیلومتر نیز سهم قابل توجهی در آلودگی هوا داشته باشند. این شکاف فناوری، نقش خودرو را در بحران آلودگی پررنگتر از بنزین میکند.
وارداتیها و روایت دوگانه آلودگی
ورود محدود خودروهای وارداتی در سالهای اخیر، تصویر روشنتری از این شکاف ارائه داده است. خودروهای مجهز به موتورهای جدید و سامانههای پیشرفته، در صورت استفاده از بنزین استاندارد، با مشکل خاصی مواجه نمیشوند و عملکرد قابل قبولی دارند. این واقعیت نشان میدهد که چالش اصلی نه صرفا کیفیت سوخت، بلکه هماهنگی میان سوخت و فناوری خودرو است. در غیاب این هماهنگی، حتی بهترین بنزین نیز نمیتواند آلایندگی ناوگان قدیمی را جبران کند.
نقش سیاستگزاری در زنجیره آلودگی
نکته قابل تامل در اظهارات سازمان ملی استاندارد، تاکید بر تفکیک نقش فنی و سیاستگزاری است. این نهاد خود را مسئول آزمون و پایش کیفی میداند و نقشی در تصمیمگیریهای کلان ندارد. در نتیجه، مسئولیت اصلی کاهش آلودگی هوا بر دوش سیاستگزاری در حوزه خودرو، حملونقل و انرژی است. بدون برنامه مشخص برای خروج خودروهای فرسوده، اصلاح نظام معاینه فنی و ارتقای فناوری تولید، مقصر دانستن بنزین بهتنهایی نمیتواند راهگشا باشد. برآیند دادههای فنی و تجربیات جهانی نشان میدهد بنزین استاندارد شرط لازم برای کاهش آلودگی هواست، اما شرط کافی نیست. سهم اصلی آلودگی در ایران بیش از آنکه به کیفیت سوخت بازگردد، به ناوگان فرسوده، فناوری قدیمی خودروها و ناهماهنگی سیاستگزاری مربوط میشود. تا زمانی که این حلقههای مفقوده ترمیم نشوند، تغییر مداوم متهم از بنزین به خودرو یا بالعکس، تنها صورت مساله آلودگی هوا را پاک میکند.
